پرش به محتوای اصلی
ناصر بخارایی ناصر بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۶۷

ز دل کباب و ز دیده شراب در نظر است

بیا که جمله شراب و کباب در نظر است

اگر چه سرو تو را میل گوشهٔ آب است

گذر به گوشهٔ‌ چشمم که آب در نظر است

به خنده تا بنمودی ز درج لعل و گهر

مرا ز حسرت آن دُرِ ناب در نظر است

گلاب بر گل سوریست یا عرق بر روی

مرا ز دیدن آن گل کلاب در نظر است

چراغ را ببر امشب به گوشه‌ای بنشان

که از فروغ توام آفتاب در نظر است

خیال چشم تو نرگس به خواب مستی دید

ببین خیال هنوزش که خواب در نظر است

بیاد بادهٔ‌ لعلت مدام ناصر را

ز جام دیده عقیق مذاب در نظر است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۹می، کُمیتِ بادپایِ تند و تیز و سرکش است
  2. شمارهٔ ۷۰از آتش می در خم خمار چه جوش است
  3. شمارهٔ ۷۱مرا آستانت پناهی خوشست
  4. شمارهٔ ۷۲ساقی بده آن باده که خورشید صبوح است
  5. شمارهٔ ۷۳ای که خیال روی تو، نقش سراچهٔ دل است
  6. شمارهٔ ۷۴فقیه کودن مسکین نه مرد صحبت ماست
  7. شمارهٔ ۷۵مهر چون سایه ره نشین شماست
  8. شمارهٔ ۷۶عمریست تا خیال تو در عهد جان ماست
همه‌ی غزلیات ←

ناصر بخارایی درباره‌ی ناصر بخارایی

ناصر بخارایی (بخارائی، بخاری) زادهٔ ۷۱۵ قمری و درگذشته به ۷۹۰ قمری (سال تولد و وفاتش تخمین دکتر مهدی درخشان است) شاعر سدهٔ هشتم هجری و معاصر سلمان ساوجی و حافظ است. وی پس از پایان تحصیلات گویا شغلی در دستگاه قضای وقت بخارا داشته است. ولی همه را رها می‌کند و از بخارا خارج می‌شود. نخست به سمرقند می‌رود پس از اندک زمانی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.