پرش به محتوای اصلی
ناصر بخارایی ناصر بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۷۵

مهر چون سایه ره نشین شماست

مهر اقبال در نگین شماست

قاب قوسین شکل ابروی توست

ساق عرش اندر آستین شماست

هر چه درد است،‌ در نهاد دل است

هر چه حسن است،‌ در جبین شماست

دو جهان پشت در حمایت توست

عالمی روی بر زمین شماست

کفر و اسلام من چه خواهد بود

اقتدای همه به دین شماست

جان یمین می‌خورد به دولت وصل

کانچه یمن است در یمین شماست

راست بازست گفتهٔ ناصر

این هم از چشم راست بین شماست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۷تا تنم ای جان شیرین از وصال تو جداست
  2. شمارهٔ ۷۸تا داغ مهر یار چو مه بر جبین ماست
  3. شمارهٔ ۷۹جامهٔ مقصود دل، هست به قد تو راست
  4. شمارهٔ ۸۰خدمت پیر مغان مذهب دیرینهٔ ماست
  5. شمارهٔ ۸۱مرا از تیغ هجران دل دو نیم است
  6. شمارهٔ ۸۲دل پر از درد و دیده پر خون است
  7. شمارهٔ ۸۳پریشانم چو زلفت حالم این است
  8. شمارهٔ ۸۴شمایل تو به هر حال در خیال من است
همه‌ی غزلیات ←

ناصر بخارایی درباره‌ی ناصر بخارایی

ناصر بخارایی (بخارائی، بخاری) زادهٔ ۷۱۵ قمری و درگذشته به ۷۹۰ قمری (سال تولد و وفاتش تخمین دکتر مهدی درخشان است) شاعر سدهٔ هشتم هجری و معاصر سلمان ساوجی و حافظ است. وی پس از پایان تحصیلات گویا شغلی در دستگاه قضای وقت بخارا داشته است. ولی همه را رها می‌کند و از بخارا خارج می‌شود. نخست به سمرقند می‌رود پس از اندک زمانی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.