پرش به محتوای اصلی
ناصر بخارایی ناصر بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۸۱

مرا از تیغ هجران دل دو نیم است

که از وصلش امید، از هجر بیم است

حدیث زمهریر از آه من پرس

که اندر سینه‌ام نار جحیم است

نخستین عشق من روز ازل بود

نیاز ما و ناز او قدیم است

به نادانی اگر کردم گناهی

همی‌دانم که طبع او کریم است

مخوان ای باده نرگس چشم او را

که بیماری و فکر تو سقیم است

به رویش حلقه کرده مار گیسو

ید بیضا و ثعبان کلیم است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۳پریشانم چو زلفت حالم این است
  2. شمارهٔ ۸۴شمایل تو به هر حال در خیال من است
  3. شمارهٔ ۸۵این خم بالای دو تاه من است
  4. شمارهٔ ۸۶شرابخانه بهشت است و یار حور من است
  5. شمارهٔ ۸۷اگر چه غمزهٔ‌ خون‌ریز تو بلای من است
  6. شمارهٔ ۸۸مرا حاصل ز عمر خود همین است
  7. شمارهٔ ۸۹عاشق به کوی عشق ندانم که چند خاست
  8. شمارهٔ ۹۰سرو بالای تو را آب روان از چشم ماست
همه‌ی غزلیات ←

ناصر بخارایی درباره‌ی ناصر بخارایی

ناصر بخارایی (بخارائی، بخاری) زادهٔ ۷۱۵ قمری و درگذشته به ۷۹۰ قمری (سال تولد و وفاتش تخمین دکتر مهدی درخشان است) شاعر سدهٔ هشتم هجری و معاصر سلمان ساوجی و حافظ است. وی پس از پایان تحصیلات گویا شغلی در دستگاه قضای وقت بخارا داشته است. ولی همه را رها می‌کند و از بخارا خارج می‌شود. نخست به سمرقند می‌رود پس از اندک زمانی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.