پرش به محتوای اصلی
ناصر بخارایی ناصر بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۸۹

عاشق به کوی عشق ندانم که چند خاست

دانم که هیچ‌کس نه چو من مستمند خاست

بر چرخ حسن روی تو ماه تمام شد

در باغ عشق قد تو سرو بلند خاست

بوسم لب تو را، دهنم پر شکر شود

عناب بود بار درخت تو قند خاست

بندی کمر به ناز و در ابرو گره زنی

چون نیشکر نهال قدت بند بند خاست

شد توتیای دیدهٔ‌ مردان راه بین

گردی که در ره تو ز نعل سمند خاست

از درد عشق نالهٔ‌ ناصر غریب نیست

در چنگ گرگ نعره هم از گوسفند خاست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۱با هوس بیگانه گردد هر که با عشق آشناست
  2. شمارهٔ ۹۲گر دلم در بر چو آتش بی‌قرار افتاده است
  3. شمارهٔ ۹۳همچو زلفت کار من با تو دراز افتاده است
  4. شمارهٔ ۹۴آمد بهار و موکب گل‌ها رسیده است
  5. شمارهٔ ۹۵آن خال روشن تو که چون نور دیده است
  6. شمارهٔ ۹۶بیار باده که هنگام شید و قلاشی است
  7. شمارهٔ ۹۷دلبرا گرد سرت جان و جهان گردان است
  8. شمارهٔ ۹۸نقل است لب تو یا شراب است
همه‌ی غزلیات ←

ناصر بخارایی درباره‌ی ناصر بخارایی

ناصر بخارایی (بخارائی، بخاری) زادهٔ ۷۱۵ قمری و درگذشته به ۷۹۰ قمری (سال تولد و وفاتش تخمین دکتر مهدی درخشان است) شاعر سدهٔ هشتم هجری و معاصر سلمان ساوجی و حافظ است. وی پس از پایان تحصیلات گویا شغلی در دستگاه قضای وقت بخارا داشته است. ولی همه را رها می‌کند و از بخارا خارج می‌شود. نخست به سمرقند می‌رود پس از اندک زمانی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.