پرش به محتوای اصلی
ناصر بخارایی ناصر بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۹۸

نقل است لب تو یا شراب است

یا آتش و دل از او کباب است

یک قطره ز جام توست دریا

یک ذره ز حسنت آفتاب است

شمعی تو و دیده جای تاریک

گنجی تو و جان ما خراب است

گفتی که مرا به خواب بینی

خطیست که احسن‌الکتاب است

ساقی قدحی که تشنه مُردم

سقائی تشنگان ثواب است

نه گنبد چرخ پیش ناصر

چون بر سر جام می حباب است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۰زلفت به شور و فتنه اگر قلب ما شکست
  2. شمارهٔ ۱۰۱تو را شمایل موزون و شیوهٔ خوبست
  3. شمارهٔ ۱۰۲با رخ و زلف تو دل را روز بازار امشب است
  4. شمارهٔ ۱۰۳مرا که نشوهٔ‌ روح از می مغانهٔ توست
  5. شمارهٔ ۱۰۴مکن ملامت دُردی کشان باده پرست
  6. شمارهٔ ۱۰۵مشتاب یکدم ساربان، کز گریه پایم در گل است
  7. شمارهٔ ۱۰۶تو در بری و دیدهٔ بدخواه بر درست
  8. شمارهٔ ۱۰۷سنبل تازهٔ تو بر گل سیراب خوش است
همه‌ی غزلیات ←

ناصر بخارایی درباره‌ی ناصر بخارایی

ناصر بخارایی (بخارائی، بخاری) زادهٔ ۷۱۵ قمری و درگذشته به ۷۹۰ قمری (سال تولد و وفاتش تخمین دکتر مهدی درخشان است) شاعر سدهٔ هشتم هجری و معاصر سلمان ساوجی و حافظ است. وی پس از پایان تحصیلات گویا شغلی در دستگاه قضای وقت بخارا داشته است. ولی همه را رها می‌کند و از بخارا خارج می‌شود. نخست به سمرقند می‌رود پس از اندک زمانی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.