پرش به محتوای اصلی
ناصر بخارایی ناصر بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۹۶

بیار باده که هنگام شید و قلاشی است

زمان رندی و مستی و رقص و اوباشی است

بنفشه در حرم بوستان به عطاری است

نسیم بر ورق یاسمن به نقاشی است

صبا به سوی صبوحی کشان پیام آورد

که ابر بر سر گلزار در گهرپاشی است

به باد گفتم در بزم ما بیا بنشین

شکوفه گفت که او در مقام فراشی است

مگو که ناصر از آن می مخور که فاش شوی

مرا که شهرهٔ شهرم کجا غم فاشی است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۸نقل است لب تو یا شراب است
  2. شمارهٔ ۹۹تا قوس ابروی او در آفتاب پیوست
  3. شمارهٔ ۱۰۰زلفت به شور و فتنه اگر قلب ما شکست
  4. شمارهٔ ۱۰۱تو را شمایل موزون و شیوهٔ خوبست
  5. شمارهٔ ۱۰۲با رخ و زلف تو دل را روز بازار امشب است
  6. شمارهٔ ۱۰۳مرا که نشوهٔ‌ روح از می مغانهٔ توست
  7. شمارهٔ ۱۰۴مکن ملامت دُردی کشان باده پرست
  8. شمارهٔ ۱۰۵مشتاب یکدم ساربان، کز گریه پایم در گل است
همه‌ی غزلیات ←

ناصر بخارایی درباره‌ی ناصر بخارایی

ناصر بخارایی (بخارائی، بخاری) زادهٔ ۷۱۵ قمری و درگذشته به ۷۹۰ قمری (سال تولد و وفاتش تخمین دکتر مهدی درخشان است) شاعر سدهٔ هشتم هجری و معاصر سلمان ساوجی و حافظ است. وی پس از پایان تحصیلات گویا شغلی در دستگاه قضای وقت بخارا داشته است. ولی همه را رها می‌کند و از بخارا خارج می‌شود. نخست به سمرقند می‌رود پس از اندک زمانی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.