پرش به محتوای اصلی
ناصر بخارایی ناصر بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۸۵

این خم بالای دو تاه من است

یا خیال ابروی ماه من است

اشک من بر خاک ره دید و بگفت

کین چه خون‌ها  در گذرگاه من است

دل همی‌خواهد ز لعلت بوسه‌ای

لطف فرمای آنچه دلخواه من است

از وفا سر می‌کشد سرو بلند

این همه از دست کوتاه من است

مطربا یکدم ره عشاق زن

تا به راه آیم که آن راه من است

عاقبت تا در چه حالم افکند

بخت گمراهم که همراه من است

یا رب آن دو رشتهٔ پیچان چو مار

در قفای او مگر آه من است

دیگران اندر پناه هر کسند

من غلام آنکه او شاه من است

خرمن هستی ناصر جو به جو

اشک سرخ و روی چون کاه من است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۷اگر چه غمزهٔ‌ خون‌ریز تو بلای من است
  2. شمارهٔ ۸۸مرا حاصل ز عمر خود همین است
  3. شمارهٔ ۸۹عاشق به کوی عشق ندانم که چند خاست
  4. شمارهٔ ۹۰سرو بالای تو را آب روان از چشم ماست
  5. شمارهٔ ۹۱با هوس بیگانه گردد هر که با عشق آشناست
  6. شمارهٔ ۹۲گر دلم در بر چو آتش بی‌قرار افتاده است
  7. شمارهٔ ۹۳همچو زلفت کار من با تو دراز افتاده است
  8. شمارهٔ ۹۴آمد بهار و موکب گل‌ها رسیده است
همه‌ی غزلیات ←

ناصر بخارایی درباره‌ی ناصر بخارایی

ناصر بخارایی (بخارائی، بخاری) زادهٔ ۷۱۵ قمری و درگذشته به ۷۹۰ قمری (سال تولد و وفاتش تخمین دکتر مهدی درخشان است) شاعر سدهٔ هشتم هجری و معاصر سلمان ساوجی و حافظ است. وی پس از پایان تحصیلات گویا شغلی در دستگاه قضای وقت بخارا داشته است. ولی همه را رها می‌کند و از بخارا خارج می‌شود. نخست به سمرقند می‌رود پس از اندک زمانی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.