پرش به محتوای اصلی
ناصر بخارایی ناصر بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۸۶

شرابخانه بهشت است و یار حور من است

بهشت و حور دگر جستن از قصور من است

بیار می که من از خویشتن پریشانم

مرا ز خویش چو غیبت فتد حضور من است

من از تجمل دنیا نمی‌شوم مغرور

که هر متاع که او میدهد غرور من است

وجود غیر نباشد روا درون دلم

مجالِ غیرِ تو کی در دل غیور من است

شود چو کاه اگر بار خود نهم بر کوه

غبار هجر که در خاطر صبور من است

ز دامن تر خود کف همی‌زنم بر روی

چو بحر تلخی کامم ز بخت شور من است

ز هجر دیدهٔ ناصر رمد گرفت چه باک

غبار خاک سر کوی او ضرور من است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۸مرا حاصل ز عمر خود همین است
  2. شمارهٔ ۸۹عاشق به کوی عشق ندانم که چند خاست
  3. شمارهٔ ۹۰سرو بالای تو را آب روان از چشم ماست
  4. شمارهٔ ۹۱با هوس بیگانه گردد هر که با عشق آشناست
  5. شمارهٔ ۹۲گر دلم در بر چو آتش بی‌قرار افتاده است
  6. شمارهٔ ۹۳همچو زلفت کار من با تو دراز افتاده است
  7. شمارهٔ ۹۴آمد بهار و موکب گل‌ها رسیده است
  8. شمارهٔ ۹۵آن خال روشن تو که چون نور دیده است
همه‌ی غزلیات ←

ناصر بخارایی درباره‌ی ناصر بخارایی

ناصر بخارایی (بخارائی، بخاری) زادهٔ ۷۱۵ قمری و درگذشته به ۷۹۰ قمری (سال تولد و وفاتش تخمین دکتر مهدی درخشان است) شاعر سدهٔ هشتم هجری و معاصر سلمان ساوجی و حافظ است. وی پس از پایان تحصیلات گویا شغلی در دستگاه قضای وقت بخارا داشته است. ولی همه را رها می‌کند و از بخارا خارج می‌شود. نخست به سمرقند می‌رود پس از اندک زمانی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.