پرش به محتوای اصلی
ناصر بخارایی ناصر بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۲۷

ای خجل گل ز رنگ و بوی شما

سرخ گشته ز شرم روی شما

سرو من تا تو بر لب جوئی

آبروی‌ است آب جوی شما

ای که تو آرزوی جان منی

سوخت جانم در آرزوی شما

استخوانی شدم مگر افتم

در قبول سگان کوی شما

نوبهارست و لاله‌ها از خاک

برزده سر به جستجوی شما

صوت مرغان ز گفتهٔ ناصر

نبود غیر گفت و گوی شما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۹عاقبت رحمی کند بر درد ما، درمان ما
  2. شمارهٔ ۳۰بیا که شاه نشین است صدر سینهٔ ما
  3. شمارهٔ ۳۱دوش می‌دیدم دل گم گشتهٔ خود را به خواب
  4. شمارهٔ ۳۲کتبت من دم عیش الیک الف کتاب
  5. شمارهٔ ۳۳بر آب کار به که بسازیم کار آب
  6. شمارهٔ ۳۴چشم تو سر بر نمی‌دارد ز خواب
  7. شمارهٔ ۳۵چشم او مست است و در مستی شده مخمور خواب
  8. شمارهٔ ۳۶گر گشایی ابر برقع، از حیا گردد گُل آب
همه‌ی غزلیات ←

ناصر بخارایی درباره‌ی ناصر بخارایی

ناصر بخارایی (بخارائی، بخاری) زادهٔ ۷۱۵ قمری و درگذشته به ۷۹۰ قمری (سال تولد و وفاتش تخمین دکتر مهدی درخشان است) شاعر سدهٔ هشتم هجری و معاصر سلمان ساوجی و حافظ است. وی پس از پایان تحصیلات گویا شغلی در دستگاه قضای وقت بخارا داشته است. ولی همه را رها می‌کند و از بخارا خارج می‌شود. نخست به سمرقند می‌رود پس از اندک زمانی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.