پرش به محتوای اصلی
ناصر بخارایی ناصر بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۴۲

ز ما هر لحظه رنجیدن چه تعریب

لباس کهنه پوشیدن چه تعریب

تو می‌دانی که شور و فتنه در شهر

ز دست کیست پرسیدن چه تعریب

رقیبا زلفش ار صیاد باشد

ترا بر خویش پیچیدن چه تعریب

چو کردی از لبت انعام بوسه

به آخر ناز ورزیدن چه تعریب

مکن ناصر به قدش نسبت سرو

دروغی بر تراشیدن چه تعریب

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۴یک روز در کوی مغان زنار بندم عاقبت
  2. شمارهٔ ۴۵چو ساقی خام خم در جام جم ریخت
  3. شمارهٔ ۴۶کافِر چه گنه کرد و مسلمان چه عبادت
  4. شمارهٔ ۴۷آن ترک سیه چشم که دل برد به غارت
  5. شمارهٔ ۴۸ز نور مهر تو در ماه تاب است
  6. شمارهٔ ۴۹خوشا وقت رندان هشیار مست
  7. شمارهٔ ۵۰ای دم حضور صحبت جانان غنیمت است
  8. شمارهٔ ۵۱کوی تو ای حور، ما را جنت است
همه‌ی غزلیات ←

ناصر بخارایی درباره‌ی ناصر بخارایی

ناصر بخارایی (بخارائی، بخاری) زادهٔ ۷۱۵ قمری و درگذشته به ۷۹۰ قمری (سال تولد و وفاتش تخمین دکتر مهدی درخشان است) شاعر سدهٔ هشتم هجری و معاصر سلمان ساوجی و حافظ است. وی پس از پایان تحصیلات گویا شغلی در دستگاه قضای وقت بخارا داشته است. ولی همه را رها می‌کند و از بخارا خارج می‌شود. نخست به سمرقند می‌رود پس از اندک زمانی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.