پرش به محتوای اصلی
ناصر بخارایی ناصر بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۵۰

ای دم حضور صحبت جانان غنیمت است

بی بار تن مصاحبت جان غنیمت است

ای یوسف عزیز ز مصر دلم دمی

بیرون مرو که کلبهٔ احزان غنیمت است

ساقی بیار باده و بلبل بنال زار

چون روز سبزه و گل و ریحان غنیمت است

ای ناصر ار ترا نفسی دست می‌دهد

پیش آر جام باده که دوران غنیمت است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۲عشق تو دُرٌی ست کان را جان عاشق قیمت است
  2. شمارهٔ ۵۳مرا که همچو نی از آه و ناله برگ و نواست
  3. شمارهٔ ۵۴بیا که تا اثری از وجود من بر جاست
  4. شمارهٔ ۵۵دوش خون از دیده می‌راندم، سرشکم آگه است
  5. شمارهٔ ۵۶گر راه حرم چون سر زلف تو درازست
  6. شمارهٔ ۵۷ما را هوس صحبت جان پرور یار است
  7. شمارهٔ ۵۸دهانت ذره‌ای گر تنگ بار است
  8. شمارهٔ ۵۹اثری در قدح باده ز لعل یار است
همه‌ی غزلیات ←

ناصر بخارایی درباره‌ی ناصر بخارایی

ناصر بخارایی (بخارائی، بخاری) زادهٔ ۷۱۵ قمری و درگذشته به ۷۹۰ قمری (سال تولد و وفاتش تخمین دکتر مهدی درخشان است) شاعر سدهٔ هشتم هجری و معاصر سلمان ساوجی و حافظ است. وی پس از پایان تحصیلات گویا شغلی در دستگاه قضای وقت بخارا داشته است. ولی همه را رها می‌کند و از بخارا خارج می‌شود. نخست به سمرقند می‌رود پس از اندک زمانی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.