پرش به محتوای اصلی
ناصر بخارایی ناصر بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۴۵

چو ساقی خام خم در جام جم ریخت

تو گفتی آب با آتش در آمیخت

کُمیت باده چون در گردش آمد

سمند عقل همچون باد بگریخت

درون جام مینا بادهٔ لعل

چو روئین تن که با رستم در آمیخت

چو از می قطره‌ای افتاد بر خاک

میان سنگ و آهن آتش انگیخت

به یاد یار ناصر جرعهٔ می

همی خورد از قدح وز دیده می‌ریخت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۷آن ترک سیه چشم که دل برد به غارت
  2. شمارهٔ ۴۸ز نور مهر تو در ماه تاب است
  3. شمارهٔ ۴۹خوشا وقت رندان هشیار مست
  4. شمارهٔ ۵۰ای دم حضور صحبت جانان غنیمت است
  5. شمارهٔ ۵۱کوی تو ای حور، ما را جنت است
  6. شمارهٔ ۵۲عشق تو دُرٌی ست کان را جان عاشق قیمت است
  7. شمارهٔ ۵۳مرا که همچو نی از آه و ناله برگ و نواست
  8. شمارهٔ ۵۴بیا که تا اثری از وجود من بر جاست
همه‌ی غزلیات ←

ناصر بخارایی درباره‌ی ناصر بخارایی

ناصر بخارایی (بخارائی، بخاری) زادهٔ ۷۱۵ قمری و درگذشته به ۷۹۰ قمری (سال تولد و وفاتش تخمین دکتر مهدی درخشان است) شاعر سدهٔ هشتم هجری و معاصر سلمان ساوجی و حافظ است. وی پس از پایان تحصیلات گویا شغلی در دستگاه قضای وقت بخارا داشته است. ولی همه را رها می‌کند و از بخارا خارج می‌شود. نخست به سمرقند می‌رود پس از اندک زمانی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.