پرش به محتوای اصلی

جمال‌الدین عبدالرزاق

غزلیات

۱۷۳ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱ مکن ایدوست کار من دریاب
  2. شمارهٔ ۲ آن رخ نگر کزومه گردون سپر شکست
  3. شمارهٔ ۳ برخیز که موسم تماشاست
  4. شمارهٔ ۴ جانا نظری فرما کز جان رمقی مانده‌ست
  5. شمارهٔ ۵ باز مارا هوس خوش پسری افتادست
  6. شمارهٔ ۶ نز هجر توأم بجان امانی هست
  7. شمارهٔ ۷ بخوبی هیچکس چون یار ما نیست
  8. شمارهٔ ۸ بس آه کم ز عشق تو از آسمان گذشت
  9. شمارهٔ ۹ بیش ازین طاقت هجرانم نیست
  10. شمارهٔ ۱۰ باز مرا عشق گریبان گرفت
  11. شمارهٔ ۱۱ بر من ز عشق دوست بنوعی قیامتست
  12. شمارهٔ ۱۲ این دل که به بند زلف دربسته‌ست
  13. شمارهٔ ۱۳ عشق تو همچون قضا فرمانرواست
  14. شمارهٔ ۱۴ بنام ایزد جهان همچون بهشتست
  15. شمارهٔ ۱۵ هر وقت دلدار مرا با من خطابی دیگر است
  16. شمارهٔ ۱۶ عشقبازی با چو تو یاری خوشست
  17. شمارهٔ ۱۷ یک بار که لعل او سخن گفت
  18. شمارهٔ ۱۸ وصل تو چو عمر جاودانه است
  19. شمارهٔ ۱۹ خطت تا بر گل از عنبر نوشته‌ست
  20. شمارهٔ ۲۰ دل درد تو در میان جان بستست
  21. شمارهٔ ۲۱ جانا غم فراق تو ما را چنان بسوخت
  22. شمارهٔ ۲۲ امروز بتم بطبع خود نیست
  23. شمارهٔ ۲۳ عشق را با دل من صد رازست
  24. شمارهٔ ۲۴ دوش آن صنم ز زانو سر برنمیگرفت
  25. شمارهٔ ۲۵ امروز چه بودش که ز من روی نهان داشت
  26. شمارهٔ ۲۶ چه عجب گر دلت زمن بگرفت
  27. شمارهٔ ۲۷ دل وصالت بشکیبائی یافت
  28. شمارهٔ ۲۸ عشقت ایدوست مرا همنفسست
  29. شمارهٔ ۲۹ وای ای دوست که بیوصل تو عیشم خوش نیست
  30. شمارهٔ ۳۰ بی مه روی تو چشمم همچو ابربهمنست
  31. شمارهٔ ۳۱ چشمم از گریه دوش ناسودست
  32. شمارهٔ ۳۲ رخ خوب تو چشم عقل دردوخت
  33. شمارهٔ ۳۳ دگرباره با مات بیگانگیست
  34. شمارهٔ ۳۴ یکروز اگر زانکه ترا با تو گذارند
  35. شمارهٔ ۳۵ بی توام کار بر نمیآید
  36. شمارهٔ ۳۶ ترا تا زین جفا دل برنگردد
  37. شمارهٔ ۳۷ برم امشب که آن سروسهی بود
  38. شمارهٔ ۳۸ چرخ از من قرار من بستد
  39. شمارهٔ ۳۹ دلم از دیده برون می‌آید
  40. شمارهٔ ۴۰ یار گرد وفا نمیگردد
  41. شمارهٔ ۴۱ ترسم که وعده های تو عمرم سرآورد
  42. شمارهٔ ۴۲ چون بهشتست جهان می باید
  43. شمارهٔ ۴۳ یکروز بکوی ما آخر گذرت افتد
  44. شمارهٔ ۴۴ دلم زدرد تو خون شدترا چه غم دارد
  45. شمارهٔ ۴۵ مرا از چون تو یاری میگزیرد
  46. شمارهٔ ۴۶ هیچ کس را هوش عشق تو درسر نشود
  47. شمارهٔ ۴۷ عشق تو تا دست سوی جان نبرد
  48. شمارهٔ ۴۸ لعل تو در سخن شکر ریزد
  49. شمارهٔ ۴۹ هر جور که بر عاشق بی‌سیم توان کرد
  50. شمارهٔ ۵۰ آخر یکی بکوی فلانکس گذر کنید
  51. شمارهٔ ۵۱ بهار امسال بس خَوش مینماید
  52. شمارهٔ ۵۲ پشتم ز غم فراق خم دارد
  53. شمارهٔ ۵۳ نه چون رخ رنگینت گل در چمنی باشد
  54. شمارهٔ ۵۴ دل جفا بیش بر نمی تابد
  55. شمارهٔ ۵۵ زنجیر چو آنزلف پراکنده نباشد
  56. شمارهٔ ۵۶ تماشا می‌کنم از دور هرکسی دلبری دارد
  57. شمارهٔ ۵۷ مرا گر چون تو جانانی بباید
  58. شمارهٔ ۵۸ دل من زان کسی بیغم نیابد
  59. شمارهٔ ۵۹ کسیکه بر همه آفاق دوستاری کرد
  60. شمارهٔ ۶۰ نگارم عنبر از مه می‌نماید

متن اشعار به نقل از گنجور.