پرش به محتوای اصلی
جمال‌الدین عبدالرزاق

غزلیات

شمارهٔ ۴۲

چون بهشتست جهان می باید

ببهشت او که خوری می شاید

روز شادیست طرب باید کرد

کز دل خاک طرب میزاید

شاخ از رقص همی ننشیند

غنچه از خنده همی ناساید

لاله با آنهمه کم عمری او

لبش از خنده فرا هم ناید

میکند باد صبا جلوه گری

تا نقاب از رخ گل بگشاید

گر کند ناز بنفشه رسدش

کش صبا طره همی پیراید

بود بلبل همه شب در تکرار

تاچو من بو که ملک بستاید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۴دلم زدرد تو خون شدترا چه غم دارد
  2. شمارهٔ ۴۵مرا از چون تو یاری میگزیرد
  3. شمارهٔ ۴۶هیچ کس را هوش عشق تو درسر نشود
  4. شمارهٔ ۴۷عشق تو تا دست سوی جان نبرد
  5. شمارهٔ ۴۸لعل تو در سخن شکر ریزد
  6. شمارهٔ ۴۹هر جور که بر عاشق بی‌سیم توان کرد
  7. شمارهٔ ۵۰آخر یکی بکوی فلانکس گذر کنید
  8. شمارهٔ ۵۱بهار امسال بس خَوش مینماید
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی جمال‌الدین عبدالرزاق

جمال الدین محمد بن عبدالرزاق اصفهانی شاعر سدهٔ ششم هجری بود (درگذشته به سال ۵۸۸ هجری قمری). او از بنیانگذاران سبک عراقی به شمار می‌رود. فرزند وی کمال‌الدین اسماعیل نیز از شاعران بزرگ ایران زمین است. وی در اصفهان زاده شد اما به آذربایجان نیز سفر کرد و گویا در نقاشی نیز دست داشته و با خاقانی شروانی و انوری و ظهیر فاریاب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.