پرش به محتوای اصلی
جمال‌الدین عبدالرزاق

غزلیات

شمارهٔ ۴۸

لعل تو در سخن شکر ریزد

جزع من در سحر گهر ریزد

حس تو هر قدح که نوش کند

جرعه بر روی ماه و خور ریزد

هر نفس دفع چشم بدرا صبح

سیم در دیده قمر ریزد

بر رخم از هوای تو دم سرد

چون خزان توده های زر ریزد

گر بداند حقیقت حسنت

ماه را زهره بر جگر ریزد

تیر مژگان مزن که چشم تو خود

خون صد دل بیک نظر ریزد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۰آخر یکی بکوی فلانکس گذر کنید
  2. شمارهٔ ۵۱بهار امسال بس خَوش مینماید
  3. شمارهٔ ۵۲پشتم ز غم فراق خم دارد
  4. شمارهٔ ۵۳نه چون رخ رنگینت گل در چمنی باشد
  5. شمارهٔ ۵۴دل جفا بیش بر نمی تابد
  6. شمارهٔ ۵۵زنجیر چو آنزلف پراکنده نباشد
  7. شمارهٔ ۵۶تماشا می‌کنم از دور هرکسی دلبری دارد
  8. شمارهٔ ۵۷مرا گر چون تو جانانی بباید
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی جمال‌الدین عبدالرزاق

جمال الدین محمد بن عبدالرزاق اصفهانی شاعر سدهٔ ششم هجری بود (درگذشته به سال ۵۸۸ هجری قمری). او از بنیانگذاران سبک عراقی به شمار می‌رود. فرزند وی کمال‌الدین اسماعیل نیز از شاعران بزرگ ایران زمین است. وی در اصفهان زاده شد اما به آذربایجان نیز سفر کرد و گویا در نقاشی نیز دست داشته و با خاقانی شروانی و انوری و ظهیر فاریاب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.