پرش به محتوای اصلی
جمال‌الدین عبدالرزاق

غزلیات

شمارهٔ ۵۰

آخر یکی بکوی فلانکس گذر کنید

در حال این شکسته دل آخر نظر کنید

ما را ز روی آن گل خندان نشان دهید

او را زحال این دل غمگین خبر کنید

با آن رخ چوماه چه نام قمر برید

با آن لب چو لعل چه یاد شکر کنید

چون راه او روید قلم وار از نخست

ده جا میان ببندید از پای سر کنید

او را خبر دهید که چون سخت گشت کار

باشد که پاره دل او نرم تر کنید

ورپرسد از شما که چگونست حال او

گوئید سوختست و سخن مختصر کنید

او را بیاورید و پس آنگه بروی او

یک ساغر از صراحی می زود در کنید

وریک ترانه نرم بگوید برای ما

همچون دهانش دامن او پر گهر کنید

می رنج دل بکاهد آن می مرا دهید

زر کار ما بسازد تدبیر زر کنید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۲پشتم ز غم فراق خم دارد
  2. شمارهٔ ۵۳نه چون رخ رنگینت گل در چمنی باشد
  3. شمارهٔ ۵۴دل جفا بیش بر نمی تابد
  4. شمارهٔ ۵۵زنجیر چو آنزلف پراکنده نباشد
  5. شمارهٔ ۵۶تماشا می‌کنم از دور هرکسی دلبری دارد
  6. شمارهٔ ۵۷مرا گر چون تو جانانی بباید
  7. شمارهٔ ۵۸دل من زان کسی بیغم نیابد
  8. شمارهٔ ۵۹کسیکه بر همه آفاق دوستاری کرد
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی جمال‌الدین عبدالرزاق

جمال الدین محمد بن عبدالرزاق اصفهانی شاعر سدهٔ ششم هجری بود (درگذشته به سال ۵۸۸ هجری قمری). او از بنیانگذاران سبک عراقی به شمار می‌رود. فرزند وی کمال‌الدین اسماعیل نیز از شاعران بزرگ ایران زمین است. وی در اصفهان زاده شد اما به آذربایجان نیز سفر کرد و گویا در نقاشی نیز دست داشته و با خاقانی شروانی و انوری و ظهیر فاریاب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.