پرش به محتوای اصلی
جمال‌الدین عبدالرزاق

غزلیات

شمارهٔ ۵۸

دل من زان کسی بیغم نیابد

که آن جوید که در عالم نیابد

چرا جویم وفا از تو که هرگز

کسی حسن و وفا با هم نیابد

دلم خون شد ببوی دوستی نیک

ببد راضی است ترسم هم نیابد

نزد بر پای کس بوسی که حالی

ز دستش سیلی محکم نیابد

چه مایه شادی دل خورد آخر

ز محرومی که یک محرم نیابد

گل خوش طبع همدم با صبا هست

دهان نگشاید او همدم نیابد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۰نگارم عنبر از مه می‌نماید
  2. شمارهٔ ۶۱از آه دلم قمر بسوزد
  3. شمارهٔ ۶۲روز به آخر رسید و یار نیامد
  4. شمارهٔ ۶۳یاری که رخش ماه و قدش سرو روان بود
  5. شمارهٔ ۶۴چه کنم دوستی یگانه نماند
  6. شمارهٔ ۶۵یاری که بری چو سیم دارد
  7. شمارهٔ ۶۶غمش در دل تنگ ما می‌نشیند
  8. شمارهٔ ۶۷دل را همه آن ز دست برخیزد
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی جمال‌الدین عبدالرزاق

جمال الدین محمد بن عبدالرزاق اصفهانی شاعر سدهٔ ششم هجری بود (درگذشته به سال ۵۸۸ هجری قمری). او از بنیانگذاران سبک عراقی به شمار می‌رود. فرزند وی کمال‌الدین اسماعیل نیز از شاعران بزرگ ایران زمین است. وی در اصفهان زاده شد اما به آذربایجان نیز سفر کرد و گویا در نقاشی نیز دست داشته و با خاقانی شروانی و انوری و ظهیر فاریاب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.