پرش به محتوای اصلی
جمال‌الدین عبدالرزاق

غزلیات

شمارهٔ ۶۶

غمش در دل تنگ ما می‌نشیند

ندانم بر آتش چرا می‌نشیند

دلم نیز مستوجب هر غمی هست

که بر شاهراه بلا می‌نشیند

مرا بر سر آتشی می‌نشاند

چو بینم که با ناسزا می‌نشیند

مرا گفت با دیگری می‌نشینی

ندانم که این بر کجا می‌نشیند

کمر بر چه بندد نداند نگارم؟

که این بار بر جان ما می‌نشیند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۸جورها کآن شوخ دلبر می‌کند
  2. شمارهٔ ۶۹باز غم تاختن چنان آورد
  3. شمارهٔ ۷۰وه که دگرباره عشق دست برآورد
  4. شمارهٔ ۷۱آه که امید من بیار نه این بود
  5. شمارهٔ ۷۲خه بنام ایزد آنعارض نیکو نگرید
  6. شمارهٔ ۷۳هر که زان لعل شکر میخواهد
  7. شمارهٔ ۷۴بوئی از بوستان همی آید
  8. شمارهٔ ۷۵هر که او عشق ترا نشناسد
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی جمال‌الدین عبدالرزاق

جمال الدین محمد بن عبدالرزاق اصفهانی شاعر سدهٔ ششم هجری بود (درگذشته به سال ۵۸۸ هجری قمری). او از بنیانگذاران سبک عراقی به شمار می‌رود. فرزند وی کمال‌الدین اسماعیل نیز از شاعران بزرگ ایران زمین است. وی در اصفهان زاده شد اما به آذربایجان نیز سفر کرد و گویا در نقاشی نیز دست داشته و با خاقانی شروانی و انوری و ظهیر فاریاب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.