پرش به محتوای اصلی
جمال‌الدین عبدالرزاق

غزلیات

شمارهٔ ۷۴

بوئی از بوستان همی آید

راحتی در روان همی آید

بنده باد گشته ام کز وی

بوی زلف فلان همی آید

باز دل بر فصول می پیچد

عشق بر بوی جان همی آید

پیش گلبرگ عارض تو ز شرم

غنچه بسته دهان همی آید

بزر و سیم غره شد نرگس

که چنین سرگران همی آید

رمقی مانده از دل و غم عشق

بتقاضای آن همی آید

غنچه ترتیب مهد می سازد

که صبا ناتوان همی آید

هم ز خنده خجل شود روزی

گل که خنده زنان همی آید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۶بی‌تو عیشم سخت ناخوش می‌رود
  2. شمارهٔ ۷۷تو گر سرد چندین بگوئی نشاید
  3. شمارهٔ ۷۸تا خط تو رخت بیرون میکشد
  4. شمارهٔ ۷۹دلبرم تا ز من نهان باشد
  5. شمارهٔ ۸۰جز غم او مرا که شاد کند
  6. شمارهٔ ۸۱زلف چون از روی یکسو افکند
  7. شمارهٔ ۸۲دل چو دم از دلربائی میزند
  8. شمارهٔ ۸۳عشقت آتش در آب داند زد
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی جمال‌الدین عبدالرزاق

جمال الدین محمد بن عبدالرزاق اصفهانی شاعر سدهٔ ششم هجری بود (درگذشته به سال ۵۸۸ هجری قمری). او از بنیانگذاران سبک عراقی به شمار می‌رود. فرزند وی کمال‌الدین اسماعیل نیز از شاعران بزرگ ایران زمین است. وی در اصفهان زاده شد اما به آذربایجان نیز سفر کرد و گویا در نقاشی نیز دست داشته و با خاقانی شروانی و انوری و ظهیر فاریاب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.