پرش به محتوای اصلی
جمال‌الدین عبدالرزاق

غزلیات

شمارهٔ ۸۲

دل چو دم از دلربائی میزند

عافیت را پشت پائی میزند

بازعاشق گشت و معذورست دل

گرچه لاف از بیوفائی میزند

از میان موج خون چون غرقه

دست هر ساعت بجائی میزند

هر دمم دل پیش پائی مینهد

هر زمانم غم قفائی میزند

از غمت شادم که چون بیند مرا

آخر از دل مرحبائی میزند

از همه عالم سر زلفین او

زخم هم بر آشنائی میزند

گرچه شد دل در سرکارش هنوز

در غم او دست و پائی میزند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۴غمت جز در دل یکتا نگنجد
  2. شمارهٔ ۸۵کارم نه بر مراد دل ریش میرود
  3. شمارهٔ ۸۶جور و جفای تو نیک و بد بسر آید
  4. شمارهٔ ۸۷چون رخت مملکت جم نبود
  5. شمارهٔ ۸۸ابر نوروز زغم روی جهان میشوید
  6. شمارهٔ ۸۹مرا با آن لب شیرین شبی گر خلوتی باشد
  7. شمارهٔ ۹۰دلبرم بر من تحکم میکند
  8. شمارهٔ ۹۱رو که ز عشق تو جز عنا نفزاید
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی جمال‌الدین عبدالرزاق

جمال الدین محمد بن عبدالرزاق اصفهانی شاعر سدهٔ ششم هجری بود (درگذشته به سال ۵۸۸ هجری قمری). او از بنیانگذاران سبک عراقی به شمار می‌رود. فرزند وی کمال‌الدین اسماعیل نیز از شاعران بزرگ ایران زمین است. وی در اصفهان زاده شد اما به آذربایجان نیز سفر کرد و گویا در نقاشی نیز دست داشته و با خاقانی شروانی و انوری و ظهیر فاریاب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.