پرش به محتوای اصلی
جمال‌الدین عبدالرزاق

غزلیات

شمارهٔ ۸۶

جور و جفای تو نیک و بد بسر آید

خط تو آخر بدیر و زود برآید

ناوک مژگان تو چو تیر سحرگه

پوست ندارد خبر که بر جگر آید

ماه چوبیند رخت ز دست درافتد

سرو چو بیند قدت زپای درآید

خوی تو زین به شود که هست ولیکن

کار بصبر و بروزگار برآید

با تو همه ناز بود و بی تو همه غم

چون بسرآمد چنان چنین بسر آید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۸ابر نوروز زغم روی جهان میشوید
  2. شمارهٔ ۸۹مرا با آن لب شیرین شبی گر خلوتی باشد
  3. شمارهٔ ۹۰دلبرم بر من تحکم میکند
  4. شمارهٔ ۹۱رو که ز عشق تو جز عنا نفزاید
  5. شمارهٔ ۹۲این مرا در جهان نه بس باشد
  6. شمارهٔ ۹۳هر کس که بعشق تو کمر بندد
  7. شمارهٔ ۹۴هر که جان پیش تو فدا نکند
  8. شمارهٔ ۹۵رفت آن کز لبت مرا می بود
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی جمال‌الدین عبدالرزاق

جمال الدین محمد بن عبدالرزاق اصفهانی شاعر سدهٔ ششم هجری بود (درگذشته به سال ۵۸۸ هجری قمری). او از بنیانگذاران سبک عراقی به شمار می‌رود. فرزند وی کمال‌الدین اسماعیل نیز از شاعران بزرگ ایران زمین است. وی در اصفهان زاده شد اما به آذربایجان نیز سفر کرد و گویا در نقاشی نیز دست داشته و با خاقانی شروانی و انوری و ظهیر فاریاب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.