پرش به محتوای اصلی
جمال‌الدین عبدالرزاق

غزلیات

شمارهٔ ۹۳

هر کس که بعشق تو کمر بندد

بس طرف که از رخ تو بر بندد

عشق تو ز رخ نقاب بگشاید

تا عقل در فضول در بندد

آن نرگس تو بجادوئی از دور

صد خواب همی بیک نظر بندد

تنگ شکرست چشمه نوشت

لعلت همه تب بدان شکر بندد

در نیشکر ارچه صد حلاوت هست

هم پیش لب تو صد کمر بندد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۵رفت آن کز لبت مرا می بود
  2. شمارهٔ ۹۶زلف تو بر عارض تو پای‌بازی می‌کند
  3. شمارهٔ ۹۷باز دل در غم جان می پیچد
  4. شمارهٔ ۹۸هجران تو ای پسر نگوید
  5. شمارهٔ ۹۹دورگشت از من آنکه جانم بود
  6. شمارهٔ ۱۰۰بی تو کارم همی بسر نشود
  7. شمارهٔ ۱۰۱جان من گوئی زتن می بگسلد
  8. شمارهٔ ۱۰۲رخ تو طعنه بر ماه فلک زد
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی جمال‌الدین عبدالرزاق

جمال الدین محمد بن عبدالرزاق اصفهانی شاعر سدهٔ ششم هجری بود (درگذشته به سال ۵۸۸ هجری قمری). او از بنیانگذاران سبک عراقی به شمار می‌رود. فرزند وی کمال‌الدین اسماعیل نیز از شاعران بزرگ ایران زمین است. وی در اصفهان زاده شد اما به آذربایجان نیز سفر کرد و گویا در نقاشی نیز دست داشته و با خاقانی شروانی و انوری و ظهیر فاریاب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.