پرش به محتوای اصلی
جمال‌الدین عبدالرزاق

غزلیات

شمارهٔ ۹۸

هجران تو ای پسر نگوید

تا از من خسته دل چه جوید

ترسم که دل فضول سرکش

دست از تو بخون دیده شوید

بس خار که در دلم خلد صبر

تا کی گل وصل می ببوید

گفتی که دلت زهجر چونست

از زلف بپرس تا بگوید

از باغ جمال خوبرویان

البته گل وفا نروید

بل تا همه خون شود دل از غم

تا از پی تو همی چه پوید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۰بی تو کارم همی بسر نشود
  2. شمارهٔ ۱۰۱جان من گوئی زتن می بگسلد
  3. شمارهٔ ۱۰۲رخ تو طعنه بر ماه فلک زد
  4. شمارهٔ ۱۰۳یارم چو سخن گوید از لب شکر افشاند
  5. شمارهٔ ۱۰۴یارب ار تو خوش درآئی چون بود
  6. شمارهٔ ۱۰۵چگونه عاشقی را جان بماند
  7. شمارهٔ ۱۰۶خنک آنکه معشوقه چون تو دارد
  8. شمارهٔ ۱۰۷باز عشقم کار بلبل میکند
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی جمال‌الدین عبدالرزاق

جمال الدین محمد بن عبدالرزاق اصفهانی شاعر سدهٔ ششم هجری بود (درگذشته به سال ۵۸۸ هجری قمری). او از بنیانگذاران سبک عراقی به شمار می‌رود. فرزند وی کمال‌الدین اسماعیل نیز از شاعران بزرگ ایران زمین است. وی در اصفهان زاده شد اما به آذربایجان نیز سفر کرد و گویا در نقاشی نیز دست داشته و با خاقانی شروانی و انوری و ظهیر فاریاب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.