پرش به محتوای اصلی
جمال‌الدین عبدالرزاق

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۶

خنک آنکه معشوقه چون تو دارد

که هرگز بیک بوسه یادش نیارد

وفا از دل تو کسی جوید ایجان

که خواهد که بر آب نقشی نگارد

مده وعده فردا که هجرت سرآن

ندارد که ما را بفردا گذارد

بزلفت سپردم دل و نیست برجای

کسی دل بهندوی کافر سپارد؟

میان من و تو دلی گشت ضایع

بیا تا ببینیم کاین دل که دارد

تو داری تو داری و داند همه کس

ولیکن بگفتن که یارد که یارد

مرا خود نمی باید این دل که ترسم

که درد سر دیگرم بر سر آرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۸مرا دلیست نه در خوردِ من، که بستاند؟
  2. شمارهٔ ۱۰۹دست من تا چو دهانت باشد
  3. شمارهٔ ۱۱۰امشب من و غمگسار تا روز
  4. شمارهٔ ۱۱۱ای ترک بیا و چنگ بنواز
  5. شمارهٔ ۱۱۲ایدوست خط مشگین بر روی آب منویس
  6. شمارهٔ ۱۱۳وصل تو نمی یابم چندانکه همیجویم
  7. شمارهٔ ۱۱۴در رخ یار خویشتن خندم
  8. شمارهٔ ۱۱۵گفتم از دست عشق جان بردم
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی جمال‌الدین عبدالرزاق

جمال الدین محمد بن عبدالرزاق اصفهانی شاعر سدهٔ ششم هجری بود (درگذشته به سال ۵۸۸ هجری قمری). او از بنیانگذاران سبک عراقی به شمار می‌رود. فرزند وی کمال‌الدین اسماعیل نیز از شاعران بزرگ ایران زمین است. وی در اصفهان زاده شد اما به آذربایجان نیز سفر کرد و گویا در نقاشی نیز دست داشته و با خاقانی شروانی و انوری و ظهیر فاریاب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.