پرش به محتوای اصلی
جمال‌الدین عبدالرزاق

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۰

امشب من و غمگسار تا روز

دست من و زلف یار تا روز

خوش باش که بس تفاوتی نیست

از روی تو ای نگار تا روز

آن غالیه دان شور و شیرین

بی مهر بمن سپار تا روز

هر بی خردی که بینی جام و بوسه

مشناس جز این دوکار تا روز

بستان و ببخش جام و بوسه

مشناس جز این دوکار تا روز

تا باده، همی گسار تا صبح

تا بوسه، همی شمار تا روز

مارا سر خواب نیست امشب

ای شمع تو پاسدار تا روز

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۲ایدوست خط مشگین بر روی آب منویس
  2. شمارهٔ ۱۱۳وصل تو نمی یابم چندانکه همیجویم
  3. شمارهٔ ۱۱۴در رخ یار خویشتن خندم
  4. شمارهٔ ۱۱۵گفتم از دست عشق جان بردم
  5. شمارهٔ ۱۱۶با من ای دوست، ستمگر چو جهانی چه کنم؟
  6. شمارهٔ ۱۱۷این خبر داری که من آن نیستم
  7. شمارهٔ ۱۱۸طره بخت را بشانه زنم
  8. شمارهٔ ۱۱۹آه این منم که بسته عشقی چنین شدم
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی جمال‌الدین عبدالرزاق

جمال الدین محمد بن عبدالرزاق اصفهانی شاعر سدهٔ ششم هجری بود (درگذشته به سال ۵۸۸ هجری قمری). او از بنیانگذاران سبک عراقی به شمار می‌رود. فرزند وی کمال‌الدین اسماعیل نیز از شاعران بزرگ ایران زمین است. وی در اصفهان زاده شد اما به آذربایجان نیز سفر کرد و گویا در نقاشی نیز دست داشته و با خاقانی شروانی و انوری و ظهیر فاریاب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.