پرش به محتوای اصلی
جمال‌الدین عبدالرزاق

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۱

ای ترک بیا و چنگ بنواز

آهنگ بگیر و برکش آواز

چون مست شدی هنوز هم شرم؟

از دست شدم هنوز هم ناز؟

چون چنگ تو زان خمیده پشتم

تا روی بروی تو نهم باز

برکش زتنم اگر رگی نیست

اندر همه پرده یا تو دمساز

چندین مزنم اگر نه چنگم

ور میزنیم نخست بنواز

گفتی تو که عشق من نهاندار

مگذار که فاش گردد این راز

نگذاشتمی اگر نبودی

رنگ رخ و آب دیده غماز

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۳وصل تو نمی یابم چندانکه همیجویم
  2. شمارهٔ ۱۱۴در رخ یار خویشتن خندم
  3. شمارهٔ ۱۱۵گفتم از دست عشق جان بردم
  4. شمارهٔ ۱۱۶با من ای دوست، ستمگر چو جهانی چه کنم؟
  5. شمارهٔ ۱۱۷این خبر داری که من آن نیستم
  6. شمارهٔ ۱۱۸طره بخت را بشانه زنم
  7. شمارهٔ ۱۱۹آه این منم که بسته عشقی چنین شدم
  8. شمارهٔ ۱۲۰من ز جهان دوست ترا داشتم
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی جمال‌الدین عبدالرزاق

جمال الدین محمد بن عبدالرزاق اصفهانی شاعر سدهٔ ششم هجری بود (درگذشته به سال ۵۸۸ هجری قمری). او از بنیانگذاران سبک عراقی به شمار می‌رود. فرزند وی کمال‌الدین اسماعیل نیز از شاعران بزرگ ایران زمین است. وی در اصفهان زاده شد اما به آذربایجان نیز سفر کرد و گویا در نقاشی نیز دست داشته و با خاقانی شروانی و انوری و ظهیر فاریاب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.