پرش به محتوای اصلی
جمال‌الدین عبدالرزاق

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۰

من ز جهان دوست ترا داشتم

از تو جفا چشم کجا داشتم

چشم من ارخون شود از غم رواست

کز تو چرا چشم وفا داشتم

من ز تو امید بسی چیزها

داشته ام لیک خطا داشتم

دل بربودی ز من اول نظر

نیک بدیدی که کجا داشتم

جان بیکی بوسه فروشم بتو

ورچه نه از بهر بها داشتم

گر کسی از دوست بپرسد مرا

آه چه گویم که کرا داشتم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۲برداشتیم دل ز امیدی که داشتیم
  2. شمارهٔ ۱۲۳بی تو چونان زغم هجر تو می بگدازم
  3. شمارهٔ ۱۲۴آن چیست که من از تو و عشق تو ندیدم
  4. شمارهٔ ۱۲۵دست در دامن فلان زده‌ایم
  5. شمارهٔ ۱۲۶خشمت آمد که من ترا گفتم
  6. شمارهٔ ۱۲۷خود بخود خواستم اینعشق علی الله چکنم
  7. شمارهٔ ۱۲۸یا ز چشمت جفا بیاموزم
  8. شمارهٔ ۱۲۹از روی چو خورشیدت هرگه که براندیشم
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی جمال‌الدین عبدالرزاق

جمال الدین محمد بن عبدالرزاق اصفهانی شاعر سدهٔ ششم هجری بود (درگذشته به سال ۵۸۸ هجری قمری). او از بنیانگذاران سبک عراقی به شمار می‌رود. فرزند وی کمال‌الدین اسماعیل نیز از شاعران بزرگ ایران زمین است. وی در اصفهان زاده شد اما به آذربایجان نیز سفر کرد و گویا در نقاشی نیز دست داشته و با خاقانی شروانی و انوری و ظهیر فاریاب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.