پرش به محتوای اصلی
جمال‌الدین عبدالرزاق

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۸

یا ز چشمت جفا بیاموزم

یا لبت را وفا بیاموزم

پرده بردار تا خلایق را

معنی والضحی بیاموزم

تو ز من شرم و من ز تو شوخی

یا بیاموز یا بیاموزم

بارها چرخ گفت می‌خواهم

که ز طبعش جفا بیاموزم

پرده عالمی دریده شود

گر ازو یک نوا بیاموزم

نشوی هیچ‌گونه دست‌آموز

چه‌کنم تا ترا بیاموزم

به کدامین دعات خواهم یافت

تا روم آن دعا بیاموزم

از خیالت وفا طلب کردم

گفت کو از کجا بیاموزم

گفتم آخر نیایی‌ام در چشم؟

گفت اول شنا بیاموزم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۰هر جور که من ز یار می بینم
  2. شمارهٔ ۱۳۱روز و شب در هجر او غم میخورم
  3. شمارهٔ ۱۳۲از تو یک بوسه همی درخواهم
  4. شمارهٔ ۱۳۳تاکی این فریاد از دست دلم
  5. شمارهٔ ۱۳۴ساعتی از عشق تو بی غم نیم
  6. شمارهٔ ۱۳۵وای من از دست دل کو نیست در فرمان من
  7. شمارهٔ ۱۳۶لحظه آن سنبل از گل وا فکن
  8. شمارهٔ ۱۳۷خون شد زفرقت تو دل مهربان من
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی جمال‌الدین عبدالرزاق

جمال الدین محمد بن عبدالرزاق اصفهانی شاعر سدهٔ ششم هجری بود (درگذشته به سال ۵۸۸ هجری قمری). او از بنیانگذاران سبک عراقی به شمار می‌رود. فرزند وی کمال‌الدین اسماعیل نیز از شاعران بزرگ ایران زمین است. وی در اصفهان زاده شد اما به آذربایجان نیز سفر کرد و گویا در نقاشی نیز دست داشته و با خاقانی شروانی و انوری و ظهیر فاریاب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.