پرش به محتوای اصلی
جمال‌الدین عبدالرزاق

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۰

هر جور که من ز یار می بینم

از نامه روزگار می بینم

عیشی نه بکام دل همیرانم

رنجی نه باختیار می بینم

خون ریزی وعده های او دیدم

جان دادن انتظار می بینم

از بخت بدست این نه از عشقست

من عاشق صدهزار می بینم

جان از غم عشق او نخواهم برد

میدانم و روی کار می بینم

من آخر این حدیث میخوانم

من حاصل این شمار می بینم

نامردی صبر خویش میدانم

بی رحمی آن نگار می بینم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۲از تو یک بوسه همی درخواهم
  2. شمارهٔ ۱۳۳تاکی این فریاد از دست دلم
  3. شمارهٔ ۱۳۴ساعتی از عشق تو بی غم نیم
  4. شمارهٔ ۱۳۵وای من از دست دل کو نیست در فرمان من
  5. شمارهٔ ۱۳۶لحظه آن سنبل از گل وا فکن
  6. شمارهٔ ۱۳۷خون شد زفرقت تو دل مهربان من
  7. شمارهٔ ۱۳۸برو ای یار دلارام برو
  8. شمارهٔ ۱۳۹سخن بی غرض از من بشنو
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی جمال‌الدین عبدالرزاق

جمال الدین محمد بن عبدالرزاق اصفهانی شاعر سدهٔ ششم هجری بود (درگذشته به سال ۵۸۸ هجری قمری). او از بنیانگذاران سبک عراقی به شمار می‌رود. فرزند وی کمال‌الدین اسماعیل نیز از شاعران بزرگ ایران زمین است. وی در اصفهان زاده شد اما به آذربایجان نیز سفر کرد و گویا در نقاشی نیز دست داشته و با خاقانی شروانی و انوری و ظهیر فاریاب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.