پرش به محتوای اصلی
جمال‌الدین عبدالرزاق

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۹

سخن بی غرض از من بشنو

بر دشمن مشو ایدوست مشو

دشمنان راه بدت آموزند

مشنو هرزه دشمن مشنو

با تو امشب ندبی خواهم باخت

جان زمن بوسه ز تو خصل وگرو

چند گوئی تو که خیزم بروم

دل من وا ده و برخیز وبرو

این چه شیوه است که بنهادی باز

وین چه راهست که آوردی نو

هر بیک چند درآی از در من

چند دشنام بده گرم و بدو

گویم ای خام چو کاهم ز غمت

گوئی ای سوخته بر من بدوجو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۱دلم بستان و آنگه عشوه میده
  2. شمارهٔ ۱۴۲رخ برون از پس نقاب مده
  3. شمارهٔ ۱۴۳عشق تو و محنتی ز سر تازه
  4. شمارهٔ ۱۴۴چشم من چون بخت تو ناخفته به
  5. شمارهٔ ۱۴۵بامدادان بگاه خواب زده
  6. شمارهٔ ۱۴۶زهی روی تو خار گل نهاده
  7. شمارهٔ ۱۴۷اگر رخت از جهان بیرون نهی به
  8. شمارهٔ ۱۴۸زهی زلف تو خم درخم گرفته
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی جمال‌الدین عبدالرزاق

جمال الدین محمد بن عبدالرزاق اصفهانی شاعر سدهٔ ششم هجری بود (درگذشته به سال ۵۸۸ هجری قمری). او از بنیانگذاران سبک عراقی به شمار می‌رود. فرزند وی کمال‌الدین اسماعیل نیز از شاعران بزرگ ایران زمین است. وی در اصفهان زاده شد اما به آذربایجان نیز سفر کرد و گویا در نقاشی نیز دست داشته و با خاقانی شروانی و انوری و ظهیر فاریاب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.