پرش به محتوای اصلی
جمال‌الدین عبدالرزاق

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۳

عشق تو و محنتی ز سر تازه

در شهر فکنده باز آوازه

سبحان الله که هر غمی کاید

چون پای برون نهد ز دروازه

یکسر سوی دل همیرود گویم

هان کیست منم کئی غم تازه

ننگم زوجود خویش میآید

کاین کار زحد گذشت و اندازه

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۵بامدادان بگاه خواب زده
  2. شمارهٔ ۱۴۶زهی روی تو خار گل نهاده
  3. شمارهٔ ۱۴۷اگر رخت از جهان بیرون نهی به
  4. شمارهٔ ۱۴۸زهی زلف تو خم درخم گرفته
  5. شمارهٔ ۱۴۹چه باشد اگر با همه دوستگاری
  6. شمارهٔ ۱۵۰توبه که بعد ازین نبرم نام عاشقی
  7. شمارهٔ ۱۵۱تو چه ترکی تو چه ترکی که به رخ فرّ همایی
  8. شمارهٔ ۱۵۲گر چو تو ترک در ختن بودی
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی جمال‌الدین عبدالرزاق

جمال الدین محمد بن عبدالرزاق اصفهانی شاعر سدهٔ ششم هجری بود (درگذشته به سال ۵۸۸ هجری قمری). او از بنیانگذاران سبک عراقی به شمار می‌رود. فرزند وی کمال‌الدین اسماعیل نیز از شاعران بزرگ ایران زمین است. وی در اصفهان زاده شد اما به آذربایجان نیز سفر کرد و گویا در نقاشی نیز دست داشته و با خاقانی شروانی و انوری و ظهیر فاریاب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.