پرش به محتوای اصلی
جمال‌الدین عبدالرزاق

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۸

زهی زلف تو خم درخم گرفته

غم عشق تو در عالم گرفته

لبت در بوسه دادن گاه خلوت

طریق عیسی مریم گرفته

سر زلفت چو انگشت محاسب

شمار حلقه ها بر هم گرفته

ز رشک زلف پرچین تو درچین

بتان چین همه ماتم گرفته

من از عشق تو چون بگریزم ایجان

غم تو دامنم محکم گرفته

همه عالم غم عشق تو بگرفت

ترا خود کم بود این غم گرفته

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۰توبه که بعد ازین نبرم نام عاشقی
  2. شمارهٔ ۱۵۱تو چه ترکی تو چه ترکی که به رخ فرّ همایی
  3. شمارهٔ ۱۵۲گر چو تو ترک در ختن بودی
  4. شمارهٔ ۱۵۳سر ما نیستت فسانه مگوی
  5. شمارهٔ ۱۵۴حسنی چو دعا به سر فرازی
  6. شمارهٔ ۱۵۵دلبرا چشم من از اشک چو دریاچه کنی
  7. شمارهٔ ۱۵۶این چه رویست بدین زیبائی
  8. شمارهٔ ۱۵۷عشق بر من بزیان آوردی
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی جمال‌الدین عبدالرزاق

جمال الدین محمد بن عبدالرزاق اصفهانی شاعر سدهٔ ششم هجری بود (درگذشته به سال ۵۸۸ هجری قمری). او از بنیانگذاران سبک عراقی به شمار می‌رود. فرزند وی کمال‌الدین اسماعیل نیز از شاعران بزرگ ایران زمین است. وی در اصفهان زاده شد اما به آذربایجان نیز سفر کرد و گویا در نقاشی نیز دست داشته و با خاقانی شروانی و انوری و ظهیر فاریاب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.