پرش به محتوای اصلی
جمال‌الدین عبدالرزاق

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۷

عشق بر من بزیان آوردی

کار من باز بجان آوردی

سرکشی باز گرفتی بر دست

می نگویم که چه مان آوردی

آن همه دوستی و آنهمه عهد

وه که نیکو بزبان آوردی

دادی از دست سررشته وصل

پای هجران بمیان آوردی

بود فارغ ز شکایت دل ما

کار او باز بدان آوردی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۹ای که در عشق صبر فرمائی
  2. شمارهٔ ۱۶۰خیزکاندر دلبری بر عهد و پیمان نیستی
  3. شمارهٔ ۱۶۱دیدی که عاقبت سر آن هم نداشتی
  4. شمارهٔ ۱۶۲دوش در گلستان سحرگاهی
  5. شمارهٔ ۱۶۳دلبر اینک رفت ایدل خون گری
  6. شمارهٔ ۱۶۴آخر چه کرده ام که شکایت همیکنی
  7. شمارهٔ ۱۶۵زهی بیوفا خود نگویی کجایی
  8. شمارهٔ ۱۶۶سخت آشفته جمال خودی
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی جمال‌الدین عبدالرزاق

جمال الدین محمد بن عبدالرزاق اصفهانی شاعر سدهٔ ششم هجری بود (درگذشته به سال ۵۸۸ هجری قمری). او از بنیانگذاران سبک عراقی به شمار می‌رود. فرزند وی کمال‌الدین اسماعیل نیز از شاعران بزرگ ایران زمین است. وی در اصفهان زاده شد اما به آذربایجان نیز سفر کرد و گویا در نقاشی نیز دست داشته و با خاقانی شروانی و انوری و ظهیر فاریاب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.