پرش به محتوای اصلی
جمال‌الدین عبدالرزاق

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۳

دلبر اینک رفت ایدل خون گری

در غمش زابر بهار افزون گری

گرد سر یکچند چون گردون بگرد

وزغمش یکچند چون جیحون گری

گه گه اندر وصل او خنده زدی

خوش خوش اندر هجر او اکنون گری

در فراقش گر نمیدانی گریست

بشنو از من تا بگویم چون گری

در فراق یار و در هجران او

آب خود هر کس بگرید، خون گری

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۵زهی بیوفا خود نگویی کجایی
  2. شمارهٔ ۱۶۶سخت آشفته جمال خودی
  3. شمارهٔ ۱۶۷مرحبا شادا زهی ای مه درآی
  4. شمارهٔ ۱۶۸اگر درد دلم را چاره بودی
  5. شمارهٔ ۱۶۹بیگانه وار یار ز من بگذرد همی
  6. شمارهٔ ۱۷۰تو ازین سنگدلی کم نکنی
  7. شمارهٔ ۱۷۱گرخوی بتم نیگ ببودی سره بودی
  8. شمارهٔ ۱۷۲سر آن داری با ما که بصحرا آیی
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی جمال‌الدین عبدالرزاق

جمال الدین محمد بن عبدالرزاق اصفهانی شاعر سدهٔ ششم هجری بود (درگذشته به سال ۵۸۸ هجری قمری). او از بنیانگذاران سبک عراقی به شمار می‌رود. فرزند وی کمال‌الدین اسماعیل نیز از شاعران بزرگ ایران زمین است. وی در اصفهان زاده شد اما به آذربایجان نیز سفر کرد و گویا در نقاشی نیز دست داشته و با خاقانی شروانی و انوری و ظهیر فاریاب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.