پرش به محتوای اصلی
جمال‌الدین عبدالرزاق

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۱

گرخوی بتم نیگ ببودی سره بودی

وریک سخن از من بشنودی سره بودی

دل بردو کنون قصد بجان کرد چه تدبیر

باری دل تنها بربودی سره بودی

صد بار دلم در غم او پشت نمودست

یکبار اگر روی نمودی سره بودی

فی الجمله جفاها و عتابش همه خوش بود

دشنام اگر در نفزودی سره بودی

گفتیکه تو در خواب ببینی رخ من باز

گردیده شبی باز غنودی سره بودی

گفتیکه بگویم که چه درمان بودت؟ صبر

احسنت اگرم صبر ببودی سره بودی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۳آه ار ترا ز درد دل من خبر شدی
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی جمال‌الدین عبدالرزاق

جمال الدین محمد بن عبدالرزاق اصفهانی شاعر سدهٔ ششم هجری بود (درگذشته به سال ۵۸۸ هجری قمری). او از بنیانگذاران سبک عراقی به شمار می‌رود. فرزند وی کمال‌الدین اسماعیل نیز از شاعران بزرگ ایران زمین است. وی در اصفهان زاده شد اما به آذربایجان نیز سفر کرد و گویا در نقاشی نیز دست داشته و با خاقانی شروانی و انوری و ظهیر فاریاب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.