پرش به محتوای اصلی
جمال‌الدین عبدالرزاق

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۸

اگر درد دلم را چاره بودی

چرا صبر از دلم آواره بودی

دلی دارم شکسته ور دل اینست

روا بودی اگر صد پاره بودی

ز عشقت هم بفرسودی اگر نیز

نه دل بودی که سنگ خاره بودی

چه بودی یارب ارزان تنگ شکر

کمی روزی این بیچاره بودی

مرا گوئی که ترسم بکشدت هم

چه غم بودی گر او این کاره بودی

چه نقصان آمدی در حسن خوبان

که مرگ عاشقان یکباره بودی

حقیقت هم دل من خواست بودن

اگر هرگز دلی غمباره بودی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۰تو ازین سنگدلی کم نکنی
  2. شمارهٔ ۱۷۱گرخوی بتم نیگ ببودی سره بودی
  3. شمارهٔ ۱۷۲سر آن داری با ما که بصحرا آیی
  4. شمارهٔ ۱۷۳آه ار ترا ز درد دل من خبر شدی
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی جمال‌الدین عبدالرزاق

جمال الدین محمد بن عبدالرزاق اصفهانی شاعر سدهٔ ششم هجری بود (درگذشته به سال ۵۸۸ هجری قمری). او از بنیانگذاران سبک عراقی به شمار می‌رود. فرزند وی کمال‌الدین اسماعیل نیز از شاعران بزرگ ایران زمین است. وی در اصفهان زاده شد اما به آذربایجان نیز سفر کرد و گویا در نقاشی نیز دست داشته و با خاقانی شروانی و انوری و ظهیر فاریاب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.