پرش به محتوای اصلی
جمال‌الدین عبدالرزاق

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۰

توبه که بعد ازین نبرم نام عاشقی

ور عشق زاهدیست کنون ما وفاسقی

تا کی کشم جفا که نه هجران و نه وصال

تاکی خورم قفا که نه عشق و نها عاشقی

از تو نه رقعه نه سلامی نه بخششی

انصاف گفت باید یار موافقی

بازم مده جوابی و آنگه چو بینیم

گوئی چرا نباشم زین هم منافقی

صد بار وعده دادی و کردی همه دروغ

صبحی بروی روشن لیکن نه صادقی

ای دیده خون گری که بدین شغل درخوری

وی دل تو صبر کن که بدین کار لایقی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۲گر چو تو ترک در ختن بودی
  2. شمارهٔ ۱۵۳سر ما نیستت فسانه مگوی
  3. شمارهٔ ۱۵۴حسنی چو دعا به سر فرازی
  4. شمارهٔ ۱۵۵دلبرا چشم من از اشک چو دریاچه کنی
  5. شمارهٔ ۱۵۶این چه رویست بدین زیبائی
  6. شمارهٔ ۱۵۷عشق بر من بزیان آوردی
  7. شمارهٔ ۱۵۸دست من اگر همچو دلم تنگ نبودی
  8. شمارهٔ ۱۵۹ای که در عشق صبر فرمائی
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی جمال‌الدین عبدالرزاق

جمال الدین محمد بن عبدالرزاق اصفهانی شاعر سدهٔ ششم هجری بود (درگذشته به سال ۵۸۸ هجری قمری). او از بنیانگذاران سبک عراقی به شمار می‌رود. فرزند وی کمال‌الدین اسماعیل نیز از شاعران بزرگ ایران زمین است. وی در اصفهان زاده شد اما به آذربایجان نیز سفر کرد و گویا در نقاشی نیز دست داشته و با خاقانی شروانی و انوری و ظهیر فاریاب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.