پرش به محتوای اصلی
جمال‌الدین عبدالرزاق

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۲

گر چو تو ترک در ختن بودی

ور چو تو سرو در چمن بودی

در چمن بسکه سجده بردندی

تاختن بس که تاختن بودی

آفتاب از شفق براندی خون

گرچو چشم تو تیغ زن بودی

ناز چندین نکرده گرچه

عاشق روی خویشتن بودی

من ازین بیش کردمی حقا

اگر آن روی روی من بودی

بوسه از وی توقعست مرا

هم بدادی گرش دهن بودی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۴حسنی چو دعا به سر فرازی
  2. شمارهٔ ۱۵۵دلبرا چشم من از اشک چو دریاچه کنی
  3. شمارهٔ ۱۵۶این چه رویست بدین زیبائی
  4. شمارهٔ ۱۵۷عشق بر من بزیان آوردی
  5. شمارهٔ ۱۵۸دست من اگر همچو دلم تنگ نبودی
  6. شمارهٔ ۱۵۹ای که در عشق صبر فرمائی
  7. شمارهٔ ۱۶۰خیزکاندر دلبری بر عهد و پیمان نیستی
  8. شمارهٔ ۱۶۱دیدی که عاقبت سر آن هم نداشتی
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی جمال‌الدین عبدالرزاق

جمال الدین محمد بن عبدالرزاق اصفهانی شاعر سدهٔ ششم هجری بود (درگذشته به سال ۵۸۸ هجری قمری). او از بنیانگذاران سبک عراقی به شمار می‌رود. فرزند وی کمال‌الدین اسماعیل نیز از شاعران بزرگ ایران زمین است. وی در اصفهان زاده شد اما به آذربایجان نیز سفر کرد و گویا در نقاشی نیز دست داشته و با خاقانی شروانی و انوری و ظهیر فاریاب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.