پرش به محتوای اصلی
جمال‌الدین عبدالرزاق

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۵

بامدادان بگاه خواب زده

آمد آن دلبر شراب زده

لب شیرین بخنده بگشاده

سر زلفین را بتاب زده

سنبل زلف حلقه حلقه شده

نرگس نیم مست خواب زده

چون مرادید زاشک دیده چنان

خیمه اندر میان آب زده

گفتم ای در وفا نموده درنگ

وی بخون رهی شتاب زده

چند باشیم در فراق رخت

بر رخ از دیده خون ناب زده

چند تابی تن ضعیف شده

چند سوزی دل غذاب زده

برخی ساعتی که بنشستیم

من خجل گشته او عتاب زده

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۷اگر رخت از جهان بیرون نهی به
  2. شمارهٔ ۱۴۸زهی زلف تو خم درخم گرفته
  3. شمارهٔ ۱۴۹چه باشد اگر با همه دوستگاری
  4. شمارهٔ ۱۵۰توبه که بعد ازین نبرم نام عاشقی
  5. شمارهٔ ۱۵۱تو چه ترکی تو چه ترکی که به رخ فرّ همایی
  6. شمارهٔ ۱۵۲گر چو تو ترک در ختن بودی
  7. شمارهٔ ۱۵۳سر ما نیستت فسانه مگوی
  8. شمارهٔ ۱۵۴حسنی چو دعا به سر فرازی
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی جمال‌الدین عبدالرزاق

جمال الدین محمد بن عبدالرزاق اصفهانی شاعر سدهٔ ششم هجری بود (درگذشته به سال ۵۸۸ هجری قمری). او از بنیانگذاران سبک عراقی به شمار می‌رود. فرزند وی کمال‌الدین اسماعیل نیز از شاعران بزرگ ایران زمین است. وی در اصفهان زاده شد اما به آذربایجان نیز سفر کرد و گویا در نقاشی نیز دست داشته و با خاقانی شروانی و انوری و ظهیر فاریاب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.