پرش به محتوای اصلی
جمال‌الدین عبدالرزاق

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۲

رخ برون از پس نقاب مده

بیش ازین شرم آفتاب مده

خواب خرگوش اگر دهی مارا

جز ازان چشم نیم خواب مده

تشنگان وصال را چو دهی

بجز از راه دیده آب مده

چیست عشوه بهر یکی بوسه

نه خدائی تو؟ کم عذاب مده

دل بصد دوستی ز من بستان

پس سلام مرا جواب مده

با حریفان خویش خوش بنشین

بار ما خود بهیچ باب مده

ما بجان بوسه همی خواهیم

گر نبینی همی صواب مده

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۴چشم من چون بخت تو ناخفته به
  2. شمارهٔ ۱۴۵بامدادان بگاه خواب زده
  3. شمارهٔ ۱۴۶زهی روی تو خار گل نهاده
  4. شمارهٔ ۱۴۷اگر رخت از جهان بیرون نهی به
  5. شمارهٔ ۱۴۸زهی زلف تو خم درخم گرفته
  6. شمارهٔ ۱۴۹چه باشد اگر با همه دوستگاری
  7. شمارهٔ ۱۵۰توبه که بعد ازین نبرم نام عاشقی
  8. شمارهٔ ۱۵۱تو چه ترکی تو چه ترکی که به رخ فرّ همایی
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی جمال‌الدین عبدالرزاق

جمال الدین محمد بن عبدالرزاق اصفهانی شاعر سدهٔ ششم هجری بود (درگذشته به سال ۵۸۸ هجری قمری). او از بنیانگذاران سبک عراقی به شمار می‌رود. فرزند وی کمال‌الدین اسماعیل نیز از شاعران بزرگ ایران زمین است. وی در اصفهان زاده شد اما به آذربایجان نیز سفر کرد و گویا در نقاشی نیز دست داشته و با خاقانی شروانی و انوری و ظهیر فاریاب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.