پرش به محتوای اصلی
جمال‌الدین عبدالرزاق

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۸

برو ای یار دلارام برو

برو ای یار گلندام برو

بروایدوست که در باقی شد

با توام نامه و پیغام برو

تانگوئی که دگر جنگ کنم

کان نه جنگست و نه دشنام برو

گر تو خود آب حیاتی بمثل

بخدا کت نبرم نام برو

چندگوئی که نئی پخته هنوز

اینچنین گیر منم خام برو

دل تو هست دگرجا بنوا

بر ما نیستت آرام برو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۰ای زگرد ماه مشگ آویخته
  2. شمارهٔ ۱۴۱دلم بستان و آنگه عشوه میده
  3. شمارهٔ ۱۴۲رخ برون از پس نقاب مده
  4. شمارهٔ ۱۴۳عشق تو و محنتی ز سر تازه
  5. شمارهٔ ۱۴۴چشم من چون بخت تو ناخفته به
  6. شمارهٔ ۱۴۵بامدادان بگاه خواب زده
  7. شمارهٔ ۱۴۶زهی روی تو خار گل نهاده
  8. شمارهٔ ۱۴۷اگر رخت از جهان بیرون نهی به
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی جمال‌الدین عبدالرزاق

جمال الدین محمد بن عبدالرزاق اصفهانی شاعر سدهٔ ششم هجری بود (درگذشته به سال ۵۸۸ هجری قمری). او از بنیانگذاران سبک عراقی به شمار می‌رود. فرزند وی کمال‌الدین اسماعیل نیز از شاعران بزرگ ایران زمین است. وی در اصفهان زاده شد اما به آذربایجان نیز سفر کرد و گویا در نقاشی نیز دست داشته و با خاقانی شروانی و انوری و ظهیر فاریاب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.