پرش به محتوای اصلی
جمال‌الدین عبدالرزاق

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۰

ای زگرد ماه مشگ آویخته

وی بگرد لاله عنبر پیخته

هرکجا عکس جمالت برفتاد

صورت صد یوسفست انگیخته

ای بسا دلهای جان افشان که هست

بردو زلفت سرنگون آویخته

رخت عشقت هر کجا آمد فرود

عافیت زان ناحیت بگریخته

زلف تو بر پیخت دست روزگار

دست او کس جز قدر ناپیخته

چون توان از عاشقی بگریختن

عشق با اجزای جان آمیخته

چند ازین عاشق کشی رحمی بکن

ای هزاران خون ناحق ریخته

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۲رخ برون از پس نقاب مده
  2. شمارهٔ ۱۴۳عشق تو و محنتی ز سر تازه
  3. شمارهٔ ۱۴۴چشم من چون بخت تو ناخفته به
  4. شمارهٔ ۱۴۵بامدادان بگاه خواب زده
  5. شمارهٔ ۱۴۶زهی روی تو خار گل نهاده
  6. شمارهٔ ۱۴۷اگر رخت از جهان بیرون نهی به
  7. شمارهٔ ۱۴۸زهی زلف تو خم درخم گرفته
  8. شمارهٔ ۱۴۹چه باشد اگر با همه دوستگاری
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی جمال‌الدین عبدالرزاق

جمال الدین محمد بن عبدالرزاق اصفهانی شاعر سدهٔ ششم هجری بود (درگذشته به سال ۵۸۸ هجری قمری). او از بنیانگذاران سبک عراقی به شمار می‌رود. فرزند وی کمال‌الدین اسماعیل نیز از شاعران بزرگ ایران زمین است. وی در اصفهان زاده شد اما به آذربایجان نیز سفر کرد و گویا در نقاشی نیز دست داشته و با خاقانی شروانی و انوری و ظهیر فاریاب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.