پرش به محتوای اصلی
جمال‌الدین عبدالرزاق

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۶

لحظه آن سنبل از گل وا فکن

واتشی در پیر و در برنا فکن

پرتوی از نور رخسارت بتاب

غلغلی در عالم بالا فکن

زاب آن چاه زنخدان چو سیم

قطره در نرگس شهلا فکن

عاشقان را شربت جلاب ده

شکری زان لعل در دریا فکن

در هوایت ذره سرگشته ام

آفتابا سایه بر ما فکن

سر همی با ما گران داری چرا

چون جنایت افکنی پیدا فکن

گرگناهی کرده ام اعلام کن

ور غباری هست بر صحرا فکن

با لبت گفتم که بوسی بخش گفت

گر شتابی نیست با فردا فکن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۸برو ای یار دلارام برو
  2. شمارهٔ ۱۳۹سخن بی غرض از من بشنو
  3. شمارهٔ ۱۴۰ای زگرد ماه مشگ آویخته
  4. شمارهٔ ۱۴۱دلم بستان و آنگه عشوه میده
  5. شمارهٔ ۱۴۲رخ برون از پس نقاب مده
  6. شمارهٔ ۱۴۳عشق تو و محنتی ز سر تازه
  7. شمارهٔ ۱۴۴چشم من چون بخت تو ناخفته به
  8. شمارهٔ ۱۴۵بامدادان بگاه خواب زده
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی جمال‌الدین عبدالرزاق

جمال الدین محمد بن عبدالرزاق اصفهانی شاعر سدهٔ ششم هجری بود (درگذشته به سال ۵۸۸ هجری قمری). او از بنیانگذاران سبک عراقی به شمار می‌رود. فرزند وی کمال‌الدین اسماعیل نیز از شاعران بزرگ ایران زمین است. وی در اصفهان زاده شد اما به آذربایجان نیز سفر کرد و گویا در نقاشی نیز دست داشته و با خاقانی شروانی و انوری و ظهیر فاریاب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.