پرش به محتوای اصلی
جمال‌الدین عبدالرزاق

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۹

آه این منم که بسته عشقی چنین شدم

دربند آن کمند پراز تاب و چین شدم

آن توسنم که بافلکم بود سرکشی

تا بالگام عشق چنین زیرزین شدم

گفتم ز عشق دم نزنم آه دم زدم

گفتم که صید کس نشوم هان ببین شدم

یاری که هست پاکتر از آب آسمان

از عشق او ببین که چو خاک زمین شدم

بر عاشقان ز روی فراغی که داشتم

کردم همیشه منع و گرفتار ازین شدم

از بسکه گفته ام که زبانم بریده باد

عشق از کجا و من ز کجا اینچنین شدم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۱بی عارض گلرنگ تو ما خسته خاریم
  2. شمارهٔ ۱۲۲برداشتیم دل ز امیدی که داشتیم
  3. شمارهٔ ۱۲۳بی تو چونان زغم هجر تو می بگدازم
  4. شمارهٔ ۱۲۴آن چیست که من از تو و عشق تو ندیدم
  5. شمارهٔ ۱۲۵دست در دامن فلان زده‌ایم
  6. شمارهٔ ۱۲۶خشمت آمد که من ترا گفتم
  7. شمارهٔ ۱۲۷خود بخود خواستم اینعشق علی الله چکنم
  8. شمارهٔ ۱۲۸یا ز چشمت جفا بیاموزم
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی جمال‌الدین عبدالرزاق

جمال الدین محمد بن عبدالرزاق اصفهانی شاعر سدهٔ ششم هجری بود (درگذشته به سال ۵۸۸ هجری قمری). او از بنیانگذاران سبک عراقی به شمار می‌رود. فرزند وی کمال‌الدین اسماعیل نیز از شاعران بزرگ ایران زمین است. وی در اصفهان زاده شد اما به آذربایجان نیز سفر کرد و گویا در نقاشی نیز دست داشته و با خاقانی شروانی و انوری و ظهیر فاریاب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.