پرش به محتوای اصلی
جمال‌الدین عبدالرزاق

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۶

خشمت آمد که من ترا گفتم

که ترا عاشقم خطا گفتم

شاید ارخون شود دلم تامن

بتو ناگفتنی چرا گفتم

من ز دست زبان برنج درم

سوزیان بین که تا ترا گفتم

گفتی از عشق جان نخواهی برد

من خود این با تو بارها گفتم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۸یا ز چشمت جفا بیاموزم
  2. شمارهٔ ۱۲۹از روی چو خورشیدت هرگه که براندیشم
  3. شمارهٔ ۱۳۰هر جور که من ز یار می بینم
  4. شمارهٔ ۱۳۱روز و شب در هجر او غم میخورم
  5. شمارهٔ ۱۳۲از تو یک بوسه همی درخواهم
  6. شمارهٔ ۱۳۳تاکی این فریاد از دست دلم
  7. شمارهٔ ۱۳۴ساعتی از عشق تو بی غم نیم
  8. شمارهٔ ۱۳۵وای من از دست دل کو نیست در فرمان من
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی جمال‌الدین عبدالرزاق

جمال الدین محمد بن عبدالرزاق اصفهانی شاعر سدهٔ ششم هجری بود (درگذشته به سال ۵۸۸ هجری قمری). او از بنیانگذاران سبک عراقی به شمار می‌رود. فرزند وی کمال‌الدین اسماعیل نیز از شاعران بزرگ ایران زمین است. وی در اصفهان زاده شد اما به آذربایجان نیز سفر کرد و گویا در نقاشی نیز دست داشته و با خاقانی شروانی و انوری و ظهیر فاریاب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.