پرش به محتوای اصلی
جمال‌الدین عبدالرزاق

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۵

دست در دامن فلان زده‌ایم

پشت پا بر همه جهان زده‌ایم

آبرو زان به باد بر دادیم

کآتش اندر میان جان زده‌ایم

نیست از ناله هیچ فایده

زین سبب قفل بر دهان زده‌ایم

در چنین رنج گویدم تن زن

نتوان زد ولیک هان زده‌ایم

مکن ای دوست قصد جان چندین

که به صدگونه سوزیان زده‌ایم

رخ ز من درمکش که با رخ تو

طعنه بر ماه آسمان زده‌ایم

آه ازآن لاف‌های بی‌معنی

کز تو در پیش این و آن زده‌ایم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۷خود بخود خواستم اینعشق علی الله چکنم
  2. شمارهٔ ۱۲۸یا ز چشمت جفا بیاموزم
  3. شمارهٔ ۱۲۹از روی چو خورشیدت هرگه که براندیشم
  4. شمارهٔ ۱۳۰هر جور که من ز یار می بینم
  5. شمارهٔ ۱۳۱روز و شب در هجر او غم میخورم
  6. شمارهٔ ۱۳۲از تو یک بوسه همی درخواهم
  7. شمارهٔ ۱۳۳تاکی این فریاد از دست دلم
  8. شمارهٔ ۱۳۴ساعتی از عشق تو بی غم نیم
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی جمال‌الدین عبدالرزاق

جمال الدین محمد بن عبدالرزاق اصفهانی شاعر سدهٔ ششم هجری بود (درگذشته به سال ۵۸۸ هجری قمری). او از بنیانگذاران سبک عراقی به شمار می‌رود. فرزند وی کمال‌الدین اسماعیل نیز از شاعران بزرگ ایران زمین است. وی در اصفهان زاده شد اما به آذربایجان نیز سفر کرد و گویا در نقاشی نیز دست داشته و با خاقانی شروانی و انوری و ظهیر فاریاب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.