پرش به محتوای اصلی
جمال‌الدین عبدالرزاق

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۸

طره بخت را بشانه زنم

گر دمی با تو دوستگانه زنم

آنچه من دیده ام ز دست تو دوست

شاید ار خیمه بر کرانه زنم

تا کی این آستین فشاندن تو

چند من سر بر آستانه زنم

گر حکایت کنم ز آتش دل

همچو شمع از زبان زبانه زنم

هر زمان گوئیم من آن توام

دم بدم من خود این ترانه زنم

دهن تو که می بنتوان دید

بوسه بر وی بچه بهانه زنم

دلم ار نیز نام عشق برد

بسرت کش بتازیانه زنم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۰من ز جهان دوست ترا داشتم
  2. شمارهٔ ۱۲۱بی عارض گلرنگ تو ما خسته خاریم
  3. شمارهٔ ۱۲۲برداشتیم دل ز امیدی که داشتیم
  4. شمارهٔ ۱۲۳بی تو چونان زغم هجر تو می بگدازم
  5. شمارهٔ ۱۲۴آن چیست که من از تو و عشق تو ندیدم
  6. شمارهٔ ۱۲۵دست در دامن فلان زده‌ایم
  7. شمارهٔ ۱۲۶خشمت آمد که من ترا گفتم
  8. شمارهٔ ۱۲۷خود بخود خواستم اینعشق علی الله چکنم
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی جمال‌الدین عبدالرزاق

جمال الدین محمد بن عبدالرزاق اصفهانی شاعر سدهٔ ششم هجری بود (درگذشته به سال ۵۸۸ هجری قمری). او از بنیانگذاران سبک عراقی به شمار می‌رود. فرزند وی کمال‌الدین اسماعیل نیز از شاعران بزرگ ایران زمین است. وی در اصفهان زاده شد اما به آذربایجان نیز سفر کرد و گویا در نقاشی نیز دست داشته و با خاقانی شروانی و انوری و ظهیر فاریاب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.