پرش به محتوای اصلی
جمال‌الدین عبدالرزاق

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۵

چگونه عاشقی را جان بماند

که چندین روز بی جانان بماند

دریغا جان که رفت اندر سردل

بدل راضی شدم گر جان بماند

زهجرت هر شبی چندان بنالم

کز آه من فلک حیران بماند

ز دیده اشک چندانی برانم

که چرخ از آب سرگردان بماند

ز تو چشم وفا هرگز ندارم

جفا کن تا توانی کان بماند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۷باز عشقم کار بلبل میکند
  2. شمارهٔ ۱۰۸مرا دلیست نه در خوردِ من، که بستاند؟
  3. شمارهٔ ۱۰۹دست من تا چو دهانت باشد
  4. شمارهٔ ۱۱۰امشب من و غمگسار تا روز
  5. شمارهٔ ۱۱۱ای ترک بیا و چنگ بنواز
  6. شمارهٔ ۱۱۲ایدوست خط مشگین بر روی آب منویس
  7. شمارهٔ ۱۱۳وصل تو نمی یابم چندانکه همیجویم
  8. شمارهٔ ۱۱۴در رخ یار خویشتن خندم
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی جمال‌الدین عبدالرزاق

جمال الدین محمد بن عبدالرزاق اصفهانی شاعر سدهٔ ششم هجری بود (درگذشته به سال ۵۸۸ هجری قمری). او از بنیانگذاران سبک عراقی به شمار می‌رود. فرزند وی کمال‌الدین اسماعیل نیز از شاعران بزرگ ایران زمین است. وی در اصفهان زاده شد اما به آذربایجان نیز سفر کرد و گویا در نقاشی نیز دست داشته و با خاقانی شروانی و انوری و ظهیر فاریاب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.