پرش به محتوای اصلی
جمال‌الدین عبدالرزاق

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۴

یارب ار تو خوش درآئی چون بود

نی که این از طبع تو بیرون بود

ذره سایه نیارد پیش تو

ور همه خورشید بر گردون بود

از تو دشنامی بجانی میخرم

زانکه دشنام تو هم موزون بود

بی تو اندر آتش دل غرقه ام

زندگانی بی تو زرین به چون بود

در فراقت آب دیده صرف شد

بعد ازین هر قطره کاید خون بود

دوستی با دشمنانم میکنی

مرگ اگر شیرین بود اکنون بود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۶خنک آنکه معشوقه چون تو دارد
  2. شمارهٔ ۱۰۷باز عشقم کار بلبل میکند
  3. شمارهٔ ۱۰۸مرا دلیست نه در خوردِ من، که بستاند؟
  4. شمارهٔ ۱۰۹دست من تا چو دهانت باشد
  5. شمارهٔ ۱۱۰امشب من و غمگسار تا روز
  6. شمارهٔ ۱۱۱ای ترک بیا و چنگ بنواز
  7. شمارهٔ ۱۱۲ایدوست خط مشگین بر روی آب منویس
  8. شمارهٔ ۱۱۳وصل تو نمی یابم چندانکه همیجویم
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی جمال‌الدین عبدالرزاق

جمال الدین محمد بن عبدالرزاق اصفهانی شاعر سدهٔ ششم هجری بود (درگذشته به سال ۵۸۸ هجری قمری). او از بنیانگذاران سبک عراقی به شمار می‌رود. فرزند وی کمال‌الدین اسماعیل نیز از شاعران بزرگ ایران زمین است. وی در اصفهان زاده شد اما به آذربایجان نیز سفر کرد و گویا در نقاشی نیز دست داشته و با خاقانی شروانی و انوری و ظهیر فاریاب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.