پرش به محتوای اصلی
جمال‌الدین عبدالرزاق

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۲

رخ تو طعنه بر ماه فلک زد

سمندت خاک در چشم ملک زد

دولعل تو خرد را دیده بردوخت

دو جزع تو سمارا برسمک زد

عیار ماه گردون داشت نقصان

چو نقد خویش با تو در محک زد

اگر ازتو نماند مه عجب نیست

که باشش نقطه پروین کم زیک زد

زشرمت شد نهان در خاک خورشید

چو حسنت خیمه چون مه بر فلک زد

بساکز هجر تو خون جگر خورد

کسی کو باغمت نان و نمک زد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۴یارب ار تو خوش درآئی چون بود
  2. شمارهٔ ۱۰۵چگونه عاشقی را جان بماند
  3. شمارهٔ ۱۰۶خنک آنکه معشوقه چون تو دارد
  4. شمارهٔ ۱۰۷باز عشقم کار بلبل میکند
  5. شمارهٔ ۱۰۸مرا دلیست نه در خوردِ من، که بستاند؟
  6. شمارهٔ ۱۰۹دست من تا چو دهانت باشد
  7. شمارهٔ ۱۱۰امشب من و غمگسار تا روز
  8. شمارهٔ ۱۱۱ای ترک بیا و چنگ بنواز
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی جمال‌الدین عبدالرزاق

جمال الدین محمد بن عبدالرزاق اصفهانی شاعر سدهٔ ششم هجری بود (درگذشته به سال ۵۸۸ هجری قمری). او از بنیانگذاران سبک عراقی به شمار می‌رود. فرزند وی کمال‌الدین اسماعیل نیز از شاعران بزرگ ایران زمین است. وی در اصفهان زاده شد اما به آذربایجان نیز سفر کرد و گویا در نقاشی نیز دست داشته و با خاقانی شروانی و انوری و ظهیر فاریاب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.